تبليغاتX
نسیم‌ها

شِقْشِقَةٌ

اگر آن دنیا جلویم را بگیری و بپرسی «أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَة» چه بگویم؟

یکی از همین توجیه های صد تا یه غاز برایت ببافم؟ بگویم ارضت واسعه نبود؟ بگویم پایمان شکسته بود؟ خودم هم این ها را باور نکرده بودم آخر...

راست می گویند که خدا انسان را آفرید و انسان توجیه را. به خودت قسم راست می گویند.

آه از جسارتی که در ما خشکید...


پ.ن.1: إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً (نساء، 97)

كسانى كه فرشتگان(قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالى بوديد؟ (و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صفِ كفّار جاى داشتيد؟!)» گفتند: «ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم.» آنها[ فرشتگان‏] گفتند: «مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟!» آنها(عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند.

پ.ن.2: به احترام این

پ.ن.3: تِلْكَ شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّت‏!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت   توسط علیرضا  |